خرید بک لینک
فاخته جانهرچه بلد بودم از ذهنم پرید بس که ننوشتم. حکایت تنبلی نیست، که این روزها از فرط پرکاری نحیفتر هم شدهام. نمیدانم چرا مدام عرق میکنم. این روزها انگار دیوارهای خانه به هم نزدیک شدهاند، خانه

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:24

همهچیز عوض شده. حتی همین بقال سر کوچهمان هم که خودش به خودش میگفت سوپرمارکت، دیگر نیست؛ چند ماه پیش جمع کرد و رفت. یعنی میخواهم بگویم تغییرات خیلی ریشهای بوده. البته از حق نگذریم این همسایه سمت ر

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:24


تنها شدیم کنج اتاقامون
زندونیِ این چار تا دیواریم
ما که هزار آغوش گرم یار
از عالم و آدم طلب داریم
حرف دلا توی گلو مُرده
بس که رو لبهامون نمیآریم
ما عاشقای فصل پاییزیم
ابر بهاریم و... نمیباریم

پینوشت: در لحظه نوشته شد. اگه ایراد وزنی داره، از روش بپرید!


چرند و پرند

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 5:24

صفحه بندی